|
|
|
|
|
|
|
|
خاطرهی من از ملاقات با آقای محمدعلی اکبریان، نویسندهی کتاب عزیزونگار
علی صمیمی من با آقای حاج محمدعلی اکبریان از طریق کتاب شعرش "عزیزونگار طالقانی" آشنا شدم. در توصیف او اگر"شاعر" بگویم شاید تصویر درستی در ذهن کسانی که او را ندیدهاند نقش نبندد. حاج محمدعلی اکبریان متخلص به عاطف از جنس شاعران پر تکلف شهرنشین امروز نیست. اگر او را در باغش، به هنگام رسیدگی به درختها و گوسفندانش ببینی تصویری واقعی تر از اوبدست میآوری تا این توصیفات من . معجون زیبایی از "سادگی و صفا"، "عزت نفس" و "عشق به فرهنگ و دانش" است. در کنارش که هستی عطر فرهنگ کهن ایرانی را استشمام می کنی، باغستانی از دانش و فرهنگ و زمین و گل و گیاه و حیوانات. عشق او به ادب و فرهنگ ربطی به هیجانهای شهوتگونه روشنفکران جویای نان و نام شهری ما ندارد. در دنیای عصبی و پر زرق و برق امروز غریب افتاده, مردرندیها و دروغگوییها را درک نمی کند. آقای اکبریان هنوز در جامعهای که ریا و دروغ زبان غالب آن است از دروغگویی و ریاکاری همنوعانش عمیقا متعجب میشد! از برههای بیماری که بهش فروخته بودند میگفت، میگفت ازش پرسیدم که سالم هستند؟ و فروشنده گفته بود، بله، خیالتان راحت باشد، سالم هستند! و حالا میبینم که مریض هستند! میگفت که آقایی آمده اینجا و با من نشسته و در باره عزیزونگار صحبت کرده و بعد از همین صحبتهایی که نتیجه یک عمر تحقیق من بوده رفته و کتابی به نام خودش چاپ کرده و شدهاست متخصص عزیزونگار، نامی از من که نیاورد هیچ، دیگر حتی ارتباطش را هم با من قطع کردهاست. در صحبتهای آقای اکبریان اما آنچه که مرا بیشتر تحت تاثیر قرار داد این نبود که حقاش را خوردهاند، که منصفانه باید بگویم: در این جامعه پا بر شانه دیگران گذاشتن برای بالارفتن از نردبان ترقی دیگر عادی شدهاست، بله آنچه که مرا بیشتر تحت تاثیر قرار میداد لحن او در گلههایش بود، تعجب میکرد از این که کسی دروغ میگوید تا برهای بیمار را به عنوان سالم بفروشد، تعجب میکرد که کسانی که خود را فرهنگی مینامند رفتارشان اینگونه است. تعجبی چنان صادقانه در لحنش بود که جان پاک و با صفایش را عریان میکرد. آنچنان شفاف و صادقانه از دورویی ها و بی مایگیها متعجب میشود که انسان لحظهای به خودش میآید و جای خالی ارزشهای فرهنگ باستانیامان را، که سالهاست به نبودنشان عادت کردهایم احساس میکند: "رفتار نیک، گفتار نیک، پندار نیک"... دوبار نزدش بودم و هر بار احساس کردم که گویی روحم را در چشمهسارهای پاک و زلال کهن کوهسارهای وطنم شستشو دادهام.
آقاي اكبريان نوشید محمودی سال گذشته در پروژهي فيلم عزيز و نگار فرصتي دست داد تا از نزديك با آقاي حاج محمدعلي اكبريان متخلص به عاطف آشنا شوم. برخورد اولمان را هيچگاه فراموش نميكنم؛ از اينكه فيلم عزيز و نگار ساخته ميشد خوشحال بود و از طرفي نگران اينكه از كتابش بدون رعايت حقوق مولف استفاده شود. چرا كه قبلا توسط افرادي ديگر مارگزيده شدهبود. كساني كه از صفاي پيرمرد سوءاستفاده كرده و اطلاعات كامل و جامعي دربارهي اين داستان از او گرفته بودند و بعد كتابي را با نام خود بدون يادي از ايشان چاپ كردهبودند. برايش توضيح داديم كه داستان ما از داستان تاريخي فاصله ميگيرد و به زمان حال ميپردازد. كمي كه گذشت كاملا دوست شديم و با زباني دلنشين از گذشتهها گفت. اينكه چگونه وارد آموزش و پرورش شده و در همين اداره هم بازنشسته شده است. آقاي اكبريان يكي از بزرگان و به قول ما طالقانيها از ريشسفيدهاي شهرك است. چنان كه از شناسنامهي كتاب فرهنگعامه طالقان برميآيد اكنون 88 سال دارد و اميدوارم بتوانم در جشن صد سالگي ايشان شركت كنم. افرادي از اين دست بسيار نادرند- عاشق كتاب و فرهنگ مرز و بوم خويش. چنانكه تمام انرژي خود را براي چاپ كتابهايش ميگذارد كتابهايي كه سود مالي براي نويسنده ندارند. كتابهايي كه تا كنون از او ديدهام به شرح زير است: 1- ديوان عزيز و نگار (داستان عزيز ونگار را با ذوق خود به نظم درآورده است) 2- عزيز و نگار (نثر) 3- فرهنگ عامه طالقان 4- برگزيدهاي از ادب فارسي (زير چاپ) در كتاب عزيز و نگار آقاي اكبريان داستان كمي با آنچه كه بر سر زبان قديميهاست متفاوت است و مولف در بخشهايي به صلاحديد خود دخل و تصرف كردهاست كه شايسته بود ذكر ميشد. كتاب فرهنگ عامه نيز گرچه در گام نخست لازم و شايسته است اما كاستيهايي دارد كه اميد است در كتابهاي بعدي جبران شود. به طور كلي ميتوان گفت او نويسندهاي است كه بدون هاي و هوي نويسندگان در گوشهاي مشغول نگارش كتاب است و آنچه كه در توان دارد بر روي كاغذ ميريزد. جاي دارد تا ارگانهاي دولتي طالقان از جمله بخشداري ، شهرداري، آموزش و پرورش و ... بزرگداشتي براي ايشان بگيرند و در زمان حياتشان از او تقدير و تشكر كنند كه فرهنگ شفاهي طالقان را به شكل كتاب بيرون دادهاست تا پلي باشد ميان جوانان امروز و نسل از ياد رفتهي ديروز. جاي دارد از آقاي اكبريان تشكر كنم كه اجازه دادند از ايشان عكس بگيرم و تقديم كنم به تمامي مردم خوب طالقان.
نوشيد محمودی – تيرماه 86
|