مردم طالقان به زبان تات صحبت ميکنند . اين زبان در
روستاهای واقع در دامنه جنوبی البرز
مرکزی رواج دارد و از روستايی به
روستای ديگر با لهجه و گويش متمايزی تکلم ميشود.
برای آشنـائی بيشتر شـما نقل يک قصه
با لهجه روشنـابدری همـراه با ترجـمه آن خالی از
لطف نخواهد بود .
قصه
oosona
يك گنجشكی بود كه يك مادر بزرگ پيری
(پير ماما) داشت
ye choochok ba koo ye
piremAmA dAsht
يك روز كه گنجشك مشغول بازی بود تيغی به
پايش رفت.
ye rooz koo choochok doba
vAzi mikord pAsh tikhAsha
گنجشك نزد پير ماما رفت تا تيغ را از
پايش بيرون بياورد
choochok boshsha phiremAmAei
var tA pAshi tikha darora
پير ماما گفت چشمهای من خوب نمی بيند
piremAmA boogoot mini
choshman soo nodAra
اگر ميخواهی تيغ را ببينم و از پايت
بيرون بياورم بايد برای من شير بياوری
aga mikhAy pAti tikha
beinomo Ana darorom bAyad mini ba shir biori
گنجشك پيش بز
رفت choochok boshsha
bozi var
بز بز به من شير
بده boz boz mona
shir hAdin
بز گفت تو به من برگ داده ای
؟ to mona volg hAdAei
گنجشك پيش درخت
رفت
choochok boshsha dAri var
درخت درخت به من برگ
بده dAr dAr mona
volg
درخت گفت تو به من آب داده ای
؟ to mona ov hAdAei
گنجشك پيش
جوی رفت choochok boshsha
jooei var
جوی جوی به من آب
بده joo joo
mona ov
جوی گفت تو من را لايروبی كرده ای
؟ to mona dar kordei
گنجشك پيش آهنكر
رفت choochok boshsha Ahongari var
آهنگر آهنگر به من بيل و كلنگ
بده Ahongar Ahongar mona bilo koleng
آهنگر گفت تو به بچه های من تخم مرغ
داده ای؟ to mini vachAna morghAne hAdAei
گنجشك پيش مرغ
رفت choochok boshsha
korgi var
مرغ مرغ به من تخم مرغ
بده korg korg mona morghAne
مرغ گفت تو به من دانه داده ای
؟ to mona dAn hAdAei
گنجشك پيش خرمن
رفت choochok boshsha kharmani var
خرمن خرمن به من دانه
بده kharman kharman mona dAn
خرمن گفت تو من را جارو كرده ای
؟ to mona jAroo kordei
گنجشك پيش كوه
رفت choochok boshsha koohi
var
كوه كوه به من جارو
بده kooh kooh mon
jAroo
كوه گفت بچين و ببر بچين و ببر kooh
boogoot bichchino bebar bichchino bebar
گنجشك جاروها را چيد و با آن خرمن را
جارو كرد
choochok jArooAna bichchio
Ani hamrA kharmana jAroo kord
از خرمن دانه ها را جمع كرد و به مرغ
داد kharman da dAna jame kord hAdA korga
از مرغ تخم مرغ گرفت و به بچه های آهنگر
داد
korg da morghAne hAgit hAda
Ahongari vachAna
از آهنگر بيل و كلنگ گرفت و جوی را
لايروبی كرد
Ahongar
da bilo koleng hAgito joo ra dar kord
در جوی آب جاری شد و درخت سيراب
شد joo da ov biAma dAr ov bokhord
درخت برگ
داد
dAr volg hAdA
برگها را چيد و به بز
داد
volgAna
bichchi hAdA boza
بز شير داد و شير بز را
دوشيد boz shirvAr gerdi bozi shira bo odoosht
شير را به پير ماما
داد shira hAdA
piremAmA ra
پير ماما شير را خورد و چشمانش بينا
شد
piremAmA shira bokhord
choshmAnoshi soo biAma
تيغ پای گنجشك را بيرون
آورد choochoki pAei tikha
darord
آ = A
ترجمه کلمات
قصه - داستان -
افسانه oosona
يك
ye
گنجشك
choochok
بود
ba
كه
koo
درحال.....بود - مشغول.....بود -
داشت doba
بازی
vazi
می
كرد
mikord
پايش - پای
او
pAsh
تيغ
tikh
فرو
رفت
hAsha
تيغ
رفت
tikhAsha
رفت
boshsha
سمت - طرف - پيش
var
درآورد - بيرون بياورد - خارج
كند darora
گفت
boogoot
چشم
choshm
چشم
ها
choshmAn
بينايی -
ديد
soo
ندارد
nodAra
اگر
aga
ميخواهی
mikhAy
....
پايت
..... pati
را -
به
a .....
ببينم
beinom
درآورم - بيرون بياورم - خارج
كنم darorom
آن
را
Ana
مال
من
mini
برای
ba
برای
من
mini ba
بياوری
biori
من
mon
به
من
mona
بده
hAdin
برگ
volg
داده ای
hAdaei
درخت
dAr
آب
ov
جوی
joo
لايروبی كرده
ای dar kordei
آهنگر
Ahongar
كلنگ
koleng
بچه
vachcha
بچه
ها
vachchAn
تخم
مرغ
morghAne
مرغ
korg
دانه
dAn
بچين
bichchin
چيد
bichchi
همراه -
با
hamrA
با
آن
Ani hamrA
جارو
كرد
jAroo kord
از
da
دانه
را
dAna
به
مرغ
korga
داد
hAdA
گرفت
hAgit
لايروبی
كرد
dar kord
آمد
biAma
خورد
bokhord
آب خورد - سيراب
شد ov bokhord
پر شير - شير
ده
shirvAr
شد
gerdi
دوشيد
boodoosht
را
ra
آمد
biAma
بينا
شد
soo biAma
درآورد - بيرون آورد - خارج
كرد darord